تاریخ انتشار: ۰۰:۱۶ - ۲۴ اسفند ۱۴۰۴
تعداد نظرات: ۱۰ نظر
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

برتری نظامی بدون پیروزی راهبردی؟ | اندیشکده‌ها و تحلیلگران برجسته جهان چگونه جنگ ایران را صورت‌بندی می‌کنند؟

تصویری کلی این است که جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل از نظر نظامی به سود محور آمریکا–اسرائیل آغاز شده، اما از نظر راهبردی و سیاسی هنوز نه به پیروزی قطعی آن‌ها رسیده و نه به فروپاشی سریع جمهوری اسلامی منتهی شده است. برعکس، هرچه زمان می‌گذرد، شکاف میان برتری عملیاتی و ابهام در پایان سیاسی جنگ بیشتر دیده می‌شود.

برتری نظامی بدون پیروزی راهبردی؟ | اندیشکده‌ها و تحلیلگران برجسته جهان چگونه جنگ ایران را صورت‌بندی می‌کنند؟

رویداد۲۴|  هانی صباغیان- تصویری کلی این است که جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل از نظر نظامی به سود محور آمریکا–اسرائیل آغاز شده، اما از نظر راهبردی و سیاسی هنوز نه به پیروزی قطعی آنها رسیده و نه به فروپاشی سریع جمهوری اسلامی منتهی شده است. برعکس، هرچه زمان می‌گذرد، شکاف میان برتری عملیاتی و ابهام در پایان سیاسی جنگ بیشتر دیده می‌شود. 

بررسی گزارش نشریه ها و تحلیل گران مختلف آمریکایی از جمله هادسون، واشنگتن پست، فارن افرز، نیویورکر، فرید زکریا، توماس فریدمن، ایگناتیوس، کاسپیت، پیپ و دیگران—روی یک نکته همگرا هستند:

آمریکا و اسرائیل توانسته‌اند ضربات سنگین بزنند، اما هنوز معلوم نیست این ضربات چگونه به یک نظم پایدار پس از جنگ تبدیل خواهد شد.

آمریکا و اسرائیل در فاز اول جنگ موفق بوده‌اند:

برتری هوایی و اطلاعاتی به دست آورده‌اند، بخشی مهم از ظرفیت موشکی و پهپادی ایران را فرسوده کرده‌اند، فرماندهان و مراکز فرماندهی را هدف گرفته‌اند، بخشی از زیرساخت هسته‌ای و نظامی را تخریب کرده‌اند و آهنگ حملات ایران را نسبت به روز اول به‌طور محسوسی کاهش داده‌اند.

اما در همان تحلیل ها بلافاصله یک قید مهم می‌آید:

کاهش توان، مساوی با فروپاشی توان نیست. چرا که ایران هنوز ساختار فرماندهی دارد، بخشی از توان موشکی و پهپادی‌اش را حفظ کرده، می‌تواند جنگ را افقی و منطقه‌ای کند، می‌تواند هزینه را به کشور‌های خلیج فارس، بازار انرژی و حتی داخل آمریکا منتقل کند و مهم‌تر از همه، هنوز از هم نپاشیده است.

مسئله اصلی این است که موفقیت نظامیِ اولیه هنوز به موفقیت سیاسی ترجمه نشده. این دقیقاً همان چیزی است که در چند تحلیل با تعابیر مختلف تکرار شده:

برتری نظامی بدون پیروزی راهبردی.

یکی از پررنگ‌ترین مضامین این است که آمریکا و اسرائیل طرح منسجم و مشترکی برای پایان جنگ ندارند.

هدف از جنگ چیست؟

در تفسیر رسانه های آمریکایی ظرف های مختلف چند روایت از «هدف جنگ»دارند ؛

ترامپ: تسلیم بی‌قید و شرط، تغییر رهبری، حتی نقش در تعیین رهبر بعدی

برخی مقام‌های آمریکایی: نه تغییر رژیم، بلکه تضعیف موشکی و هسته‌ای

نتانیاهو و بخشی از ساختار اسرائیل: فرصت تاریخی برای نابودی جمهوری اسلامی

برخی محافل امنیتی اسرائیل: بعد از تحقق اهداف اصلی نظامی، بهتر است جنگ متوقف شود

تحلیل‌های نزدیک به ترامپ: ما مسئول بازسازی ایران نیستیم؛ فقط تهدید را از بین می‌بریم

یعنی ائتلاف جنگ، ائتلافِ هدفِ سیاسیِ واحد نیست.

فرید زکریا، توماس فریدمن، رابین رایت، دالیا داسا کی، ایگناتیوس و حتی برخی منابع اسرائیلی، همه در یک نقطه به هم می‌رسند: ممکن است اسرائیل و آمریکا در یک عملیات مشترک بجنگند، اما الزاماً یک پروژه مشترک برای ایران پس از جنگ ندارند.

این شکاف بسیار مهم است. چون اگر هدف آمریکا «مهار» باشد، اما هدف اسرائیل «فروپاشی»، آنگاه هر پیشروی نظامی تازه می‌تواند اختلاف بر سر نقطه توقف را شدیدتر کند.

راهبرد ایران: شکست دادن آمریکا در میدان نه، فرسوده کردن آمریکا در منطقه

روشن‌ترین خط تحلیلی درباره رفتار ایران را رابرت پیپ، و نشریه هادسون ارائه می‌کنند: ایران راهبردش این است که ماهیت جنگ را عوض کند

این تغییر ماهیت چند جزء دارد:

۱. تشدید افقی: یعنی گسترش جنگ از داخل ایران به پایگاه‌های آمریکا در منطقه، کشور‌های خلیج فارس، رادار‌ها و زیرساخت‌های هشدار اولیه، کشتیرانی، بازار انرژی و در صورت لزوم، جبهه‌های نیابتی.

۲. جنگ فرسایشی: یعنی به جای یک پاسخ قاطع و نهایی، امواج مکرر حملات برای خسته کردن پدافند، مصرف کردن رهگیر‌ها، بالا بردن هزینه و طولانی کردن بحران.

۳. هدف گرفتن معماری منطقه‌ای آمریکا:  ایران فقط موشک نمی‌زند؛ می‌کوشد لایه حسگر، هشدار و فرماندهی شبکه دفاعی آمریکا در منطقه را مختل کند. این یعنی تهران می‌خواهد نشان دهد که هزینه جنگ فقط بر خودش تحمیل نخواهد شد، بلکه به ستون فقرات نظم امنیتی آمریکا در خلیج فارس هم منتقل می‌شود.

۴. استفاده از اهرم انرژی: بزرگ‌ترین برگ ایران، بعد از تضعیف محور نیابتی، آسیب‌پذیر کردن نظم انرژی است. یعنی تهران می‌خواهد بگوید اگر بقای نظام هدف قرار گیرد، هزینه فقط در تهران پرداخت نمی‌شود؛ در دبی، دوحه، ریاض، بازار‌های جهانی و قیمت بنزین آمریکا هم پرداخت خواهد شد.

چرا خارک و هرمز از خودِ تهران هم مهم‌تر شده‌اند


بیشتر بخوانید:

خارک در تیررس | ترامپِ دهه ۱۹۸۰ چگونه نقشه حمله به ایران را لو داد؟

اعزام تفنگداران نیروی دریایی آمریکا به خاورمیانه یعنی چه؟ | تحقق رویای ترامپ ۴۰ ساله یا تکرار تجربه تاریخی ویتنام


جنگ فقط جنگ بر سر حکومت ایران یا هسته‌ای نیست؛ جنگ بر سر اهرم‌های شبکه‌ای قدرت هم هست.

تحلیل گای لارون تحلیلگر ژئوپلتیک انرژی، این را به‌صورت منسجم توضیح می‌دهد: از نگاه او، ترامپ و تیمش ممکن است بیش از آنکه در پی اشغال سرزمینی باشند، به دنبال کنترل گلوگاه‌های راهبردی باشند؛ یعنی جا‌هایی که با تسلط بر آنها می‌شود بدون اشغال، ساختار قدرت اقتصادی و ژئوپلیتیک طرف مقابل را فلج کرد.

در این چارچوب خارک، مساوی شاهرگ درآمد ارزی ایران است و هرمز برابر شاه‌راه انرژی جهانی.

از این منظر، کنترل عبور نفتکش‌ها یعنی اهرم علیه ایران و همزمان اهرم علیه چین.

نقش روسیه و چین: دو منطق متفاوت، دو نوع بهره‌برداری متفاوت


بیشتر بخوانید:

از چین محتاط تا روسیه خائن و اروپای گرفتار | جهان چگونه به حمله آمریکا و اسرائیل به ایران واکنش نشان می‌دهد؟

 ایران متحد ندارد | ائتلاف‌هایی که چینی از آب در آمدند


روسیه بیشتر به‌عنوان بازیگری دیده می‌شود که  از طولانی شدن جنگ، از انحراف توجه آمریکا از اوکراین و از قیمت بالاتر انرژی سود می‌برد  و بدون ورود مستقیم، می‌تواند اطلاعات یا حمایت محدود بدهد.

پس روسیه در این چارچوب، بازیگرِ فرصت‌طلبِی است.

اما درباره چین، تصویر پیچیده‌تر است. چین از بی‌ثباتی انرژی ضرر می‌بیند. این کشور بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران است و از تشدید جنگ استقبال نمی‌کند. ممکن است برای مهار تنش و حفظ عبور انرژی فعال شود و شاید تنها قدرتی باشد که بر تهران اهرم واقعی اقتصادی دارد.

بنابراین، اگر روسیه در این بسته بیشتر عامل طولانی‌تر شدن بحران است، چین بالقوه عامل مهار بحران است.

برای خروج از بحران، شاید تنها فرمول واقعی این باشد که آمریکا بر اسرائیل فشار بیاورد و چین بر ایران.

چرا سناریوی «تغییر رژیم» ضعیف است؟


بیشتر بخوانید:

هشدار ولی نصر درباره جنگی بزرگ‌تر از عراق و افغانستان | پیامدهایی که خاورمیانه را تکان خواهد داد

چهار سناریو برای ایرانِ پساجنگ چیست؟


تقریباً در تمام گزارش‌ها از گزارش اطلاعاتی آمریکا تا فارن افرز، واشنگتن پست، نیویورکر، نظرسنجی TRIP، فریدمن، زکریا، آصف بیات، داسا کی و حتی برخی تحلیل‌های نزدیک به اسرائیل یک شکاکیت جدی نسبت به تغییر رژیم از بیرون وجود دارد.

دلایل اصلی ضغف این استراتژی؛ نخست این است که اپوزیسیون پراکنده است. از طرفی آلترناتیو مورد اجماع وجود ندارد؛ اپوزیسیون تبعیدی پایگاه داخلی روشن ندارد؛ ساختار امنیتی-ایدئولوژیک است، نه صرفاً شخص‌محور، مداخله خارجی می‌تواند ملی‌گرایی دفاعی را تقویت کند، جنگ می‌تواند به جای دموکراسی، نظامی‌سالاری بیشتر تولید کند و فروپاشی دولت مرکزی می‌تواند به جنگ داخلی، قومی‌شدن نزاع و سناریو‌های شبیه سوریه/لیبی منتهی شود.

مطالعه تحلیل های قابل اعتنا در اندیشکده ها و نشریه های جهان نشان می دهد، تغییر رژیم نه‌تنها آسان دیده نمی‌شود، بلکه در بسیاری از تحلیل‌ها پرخطرترین سناریوتلقی می‌شود.

اپوزیسیون و دیاسپورا: غایب بزرگِ قدرت واقعی

تحلیل ها درباره منافقین، رضا پهلوی، دیاسپورا، نامه ۱۷ نفره و نوشته‌های ضدجنگ، کنار هم یک نکته مهم را روشن می‌کنند:

دیاسپورا در سطح روایت بسیار فعال است، اما در سطح قدرت واقعی هنوز بازیگر تعیین‌کننده نیست

در این تحلیل خا سه وضعیت برای اپوزیسیون دیده می‌شود:بخشی که جنگ را ابزار آزادی می‌بیند، بخشی که جنگ را فاجعه و نابودکننده جامعه مدنی می‌داند و بخشی که دنبال آتش‌بس و گذار مذاکره‌شده است.

اما هیچ‌کدام از اینها هنوز به یک بلوک منسجمِ دارای توان انتقال قدرت تبدیل نشده‌اند. بنابراین، برخلاف بعضی تبلیغات رسانه‌ای، «آلترناتیو آماده» چندان واقعی به نظر نمی‌رسد.

مهم‌ترین پیامد داخلی جنگ برای ایران: امنیتی‌تر شدن، نه لزوماً آزادتر شدن

یکی از قوی‌ترین خطوط مشترک تحلیل ها درباره جنگ ایران این است که ادامه جنگ احتمالاً به نظامی‌تر شدن، کاهش فضای جامعه مدنی، برخورد امنیتی با اعتراض و تقویت مشروعیت مقابله برای دفاع ملی منتهی می‌شود.

در اینجا میان تحلیل‌های دانشگاهی، ضدجنگ و حتی برخی تحلیل‌های ژئوپلیتیک نوعی هم‌گرایی وجود دارد. حتی اگر هدف ادعایی جنگ «آزادی ایران» باشد، پیامد فوری آن در این تحلیل‌ها بیشتر فشرده‌تر شدن فضای سیاسی است.

آینده محتمل جنگ چیست؟

اگر بخواهم سناریو‌ها را رتبه‌بندی کنم، به‌نظر می‌رسد این سه سناریو در برابر ماست:

سناریوی اول: توقف پس از کسب دستاورد‌های اصلی نظامی

آمریکا و اسرائیل پس از تضعیف قابل توجه برنامه موشکی/هسته‌ای و نمایش قدرت، به‌سمت آتش‌بس یا توقف کنترل‌شده می‌روند.

این سناریو در نوشته‌های ایگناتیوس، فریدمن، برخی اسرائیلی‌ها و بخشی از تحلیل‌های آمریکایی دیده می‌شود.

سناریوی دوم: جنگ فرسایشی منطقه‌ای

ایران می‌کوشد از راه حمله به پایگاه‌ها، انرژی، رادار‌ها و کشتیرانی، هزینه‌ها را بالا ببرد و طرف مقابل را فرسوده کند؛ در مقابل آمریکا و اسرائیل هم به ضربات مستمر ادامه می‌دهند.

این سناریو با تحلیل پیپ، عزیزی، هادسون، گزارش‌های انرژی و بخش مهمی از روایت‌های راهبردی همخوان است.

سناریوی سوم: فشار برای فروپاشی و باز شدن درِ آشوب

اگر جنگ تا سرنگونی یا فروپاشی ساختار مرکزی ادامه یابد، خطر جنگ داخلی، مداخله نیابتی، بحران قومی، موج پناهجویان و یک ایرانِ لیبی/سوریه‌ای بالا می‌رود.

بخش بزرگی از گزارش‌ها این سناریو را محتمل‌ترین فاجعه می‌دانند.

اگر بخواهم فقط از دل همه موارد یک برآورد بدهم:

محتمل‌ترین مسیر، حرکت به سمت یک جنگ فرسایشی با فشار فزاینده برای خروج سیاسی از آن است

فشرده‌ترین صورت این تحلیل این هست که این جنگ، تا اینجا نشان داده که آمریکا و اسرائیل می‌توانند ایران را به‌شدت زخمی کنند، اما هنوز نشانه‌ای قطعی وجود ندارد که بتوانند ایران را به‌دلخواه خود بازطراحی کنند. در مقابل، ایران هم نمی‌تواند در میدان نبرد کلاسیک دست بالا را بگیرد، اما می‌تواند جنگ را از سطح نظامی به سطح هزینه، انرژی، زمان، منطقه و افکار عمومی منتقل کند؛ بنابراین جنگ، مسئله «چه کسی دوام بیشتری دارد و چه کسی نقطه خروج سیاسی را زودتر پیدا می‌کند» شده است؛ و شاید مهم‌ترین جمع‌بندی همین باشد:

برتری نظامی آمریکا اسرائیل واقعی است، اما ترجمه آن به نظم سیاسی مطلوب هنوز بسیار مبهم است؛ در حالی که بقای ایران اگر زخمی، سخت‌تر و نظامی‌تر شود هنوز از درون همین مواد، سناریویی کاملاً جدی‌تر از فروپاشی سریع به نظر می‌رسد.

نویسنده این یادداشت برای نگارش این تحلیل، مجموعه‌ای از گزارش‌ها، مقالات و یادداشت‌های منتشرشده در رسانه‌های معتبر بین‌المللی، اندیشکده‌های سیاست خارجی و تحلیل‌های پژوهشگران حوزه روابط بین‌الملل بررسی کرده است. تحلیل حاضر عمدتاً بر جمع‌بندی همین منابع استوار است و تلاش شده است روایت‌ها و ارزیابی‌های مطرح در آنها مبنای اصلی نتیجه‌گیری قرار گیرد.

نشریات سیاست خارجی و دانشگاهی مورد مطالعه شامل؛

Foreign Affairs — مقاله تحلیلی سیاست خارجی.

New York Times — خبر و تحلیل درباره جنگ و سیاست ایران.

Washington Post — گزارش امنیتی و تحلیلی.

The New Yorker — گزارش بلند تحلیلی سیاسی.

تحلیلگران مطرح سیاست خارجی که نظرات آنها در تحلیل به کار رفته است عبارت اند از؛

Fareed Zakaria — ستون تحلیلی ژئوپلیتیک.

Thomas Friedman — تحلیل نظم خاورمیانه.

David Ignatius — تحلیل امنیتی واشینگتن.

Robin Wright — تحلیل ساختار قدرت ایران.

اندیشکده‌های سیاست خارجی:

CSIS — تحلیل راهبردی امنیتی.

Hudson Institute — تحلیل نظامی و بازدارندگی.

Washington Institute — تحلیل سیاست خاورمیانه.

AGSIW — تحلیل خلیج فارس و ایران.

مراکز پژوهشی و دانشگاهی:

National Intelligence Council — ارزیابی اطلاعاتی آمریکا.

TRIP Survey — نظرسنجی از متخصصان IR.

Robert Pape (University of Chicago) — تحلیل جنگ و بازدارندگی.

Assef Bayat — تحلیل جامعه‌شناسی سیاسی ایران.

تحلیلگران منطقه‌ای:

Hamidreza Azizi — تحلیل سیاست منطقه‌ای ایران.

Guy Laron — تحلیل ژئوپلیتیک انرژی.

Michael Herzog — تحلیل امنیتی اسرائیل.

رسانه‌های خبری عمومی:

Reuters — خبر اقتصادی و انرژی.

Politico — خبر سیاست داخلی آمریکا.

Financial Times — تحلیل اقتصادی و انرژی.

رسانه‌ها و تحلیل‌های اسرائیلی:

Haaretz — تحلیل سیاست اسرائیل.

Ben Caspit / Aluf Benn — تحلیل داخلی اسرائیل.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
برچسب ها: دونالد ترامپ ، جنگ
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱۰
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۰:۲۴ - ۱۴۰۴/۱۲/۲۴
35
1
رسماً ، "رد" داده!
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۰:۵۱ - ۱۴۰۴/۱۲/۲۴
10
1
ترامپ بی عقل در تلاش برای اجماع جهانی
ایران در حال دشمن تراشی ، فعلا آخرینش خط و نشان برای اوکراین
آیا همدست ترامپ شده اید!؟
محمد
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۹:۰۹ - ۱۴۰۴/۱۲/۲۴
1
13
اگر هنوز اثری از شعور بر حاکمان جاری است!!! گول این اندیشکده‌ها و تحلیلگران به اصطلاح برجسته جهان را نخورید!!!!!!!!!!!!!! اینها خود برای شما با این تحلیل ها دام می اندازند!!!!!!!!!!!!!
کاربر
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۹:۳۹ - ۱۴۰۴/۱۲/۲۴
14
1
آقای ترامپ عزیز شتر سواری که دولا دولا نمیشه
جنگ واقعی را شروع کن پنجاه تا بمب هسته ای در پایگاه ترکیه گذاشتی برای چی برای کی
چرا از اون دویست و چهل تا بمب هیدروژنی که در اربیل گذاشتی استفاده نمیکنی ؟
هر چه سریعتر دستور تخلیه تهران بده و با صد تا بمب هیدروژنی تهران با خاک یکسان کن تا تموم بشه
نگران مردم ایران نباش
بهرام
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۹:۵۷ - ۱۴۰۴/۱۲/۲۴
12
2
تاسف من از اینه که چرا مقاله نویس های رویداد 24 وطن پرست که نیستند چرا حس وطن پرستی نیز ندارند؟
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۱۴ - ۱۴۰۴/۱۲/۲۴
6
1
البته که نتونست مانند جرج بوش پسر ناتو رو با خودش همراه کنه امــــا در برتری تکنولوژیکی و تفوق عملیاتیش شکی نیست لیکن حقیقتا خودش هم هنوز نمیدونه چی میخواد وگرنه انقدر نباید طول میکشید
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۳۸ - ۱۴۰۴/۱۲/۲۴
1
10
خیلی شبیه بود به مقالاتی که آقای شریعتمداری در کیهان مینویسند
عدالت
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۱۷ - ۱۴۰۴/۱۲/۲۴
1
12
تحلیل ها یکطرفه بود و اصلا اشاره به حجم عظیم نقدیندگی دلاری در کشورهای عربی و زیر ساخت های آنها اشاره نشده بود...... آیین قدرت برای توازون در منطقه است نه برای کشور. نکته دوم مقصر من بودم یا شما یا ما که در این چند ده نتوانستیم ما مردم ایران به اجماع برسیم ... اقتصادی سیاسی یا مذهبی یا ایدئلوژی کدام مهم تره.....
راستگو
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۱۲ - ۱۴۰۴/۱۲/۲۴
2
12
میگه چرا ترامپ مخازن و نفت ما رو نمیزنه ؟؟؟ بخاطره اینکه اونا رو سالم میخواد که بعد از پیروزی استفاده کنه
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۳:۴۱ - ۱۴۰۴/۱۲/۲۵
به همون دلیل که فعلا پادگان های مهم ارتش رو نمی زنه
نظرات شما